تبليغاتX
بازی شادی تفکر

بازی شادی تفکر

دنیای کودکانه کودک 4 ساله

 

 

پاشو پاشو کوچولو 
با چشماي قشنگت
اون بالا بالا خورشيد
يک رشته کوه پايين تر
نگاه کن اون دوردورا
انگار براي بلبل از گل خبر مي برد

 

از پنجره نگاه کن
به منظره نگاه کن
تابيده در آسمان
پايينترش درختان
کبوتري مي پرد

+نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت1:51توسط نوژن | |

 

 

 

سلام به تمام دوستهای گلم می دونم خیلی وقته که آپ نکردم

ولی حالا یه شعر خوشگل یاد گرفتم دوست دارین بدونین چه

شعری یاد گرفتم ؟؟؟؟

 

گنجشکک ناز نازی

جیک و جیک وجیک صدا کرد

پرید لب حوض نشست

به آب حوض نگا کرد

دوتا ماهی قرمز

میون حوض آب دید

گنجشکک نازنازی

به هر دو ماهی خندید

دو تا ماهی قرمز

گنجشکه را که دیدن

هی میون حوض آب

چرخیدن و چرخیدن

دوتا ماهی و گنجشک

با هم چه حرفا گفتن

رفیق شدن سه تایی

گل گفتن و شنفتن

 

 

 

منبع :  ترانه های کودک

+نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت3:44توسط نوژن | |

 

 

 

 

 

 

اتل متل توتوله

بچّه ی خوب چه جوره؟

بچّه ی خوب مهربونه

لباش همیشه خندونه

بچّه ی خوب مؤدّبه

منظّم و مرتّبه

به هرکجا که میره

سلام یادش نمیره

بچّه ی خوب تمیزه

 پیش همه عزیزه

 

          منبع :  ترانه های کودکان

 

 

+نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت22:48توسط نوژن | |

خوشحال و شاد و خندانم


خوشحال و شاد و خندانم

 قدر دنیا رو می دانم
خنده کنم من

دست بزنم من

 پا بکوبم من
 شادانم

در دلم غمی ندارم

زیرا سلامت هست جانم


عمر ما کوتاه س

 چون گل صحراست
 پس بیایید شادی کنیم

خوشحال و شاد و خندانم


خوشحال و شاد و خندانم

 قدر دنیا رو می دانم
خنده کنم من

دست بزنم من

 پا بکوبم من
 شادانم

در دلم غمی ندارم

زیرا سلامت هست جانم


عمر ما کوتاه س

 چون گل صحراست
 پس بیایید شادی کنیم

بیایید با هم بخوانیم

 ترانه جوانی را


عمر ما کوتاه س

 چون گل صحراست
 پس بیایید شادی کنیم

گل بریزم من

 از توی دامن بر روی خرمن

 شادانم

+نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت0:34توسط نوژن | |

 

 

بابا نوژن :   سلام خیلی خوش اومدین

بفرمائید خواهش می کنم.

مامان نوژن: سلام خیلی خوش اومدین

چطورید با زحمتهای نوژن بفرمائید داخل

 

نوژن:   وای دوستهای گلم چطوریییییییید؟

خیلی خوش اومدین می دونستم  دوستام

منو تنهام نمی ذارن  من امروز ۴ ساله میشمااااا

امروز کیک هست جشن و شادی هست ایشاالله

خوشتون بیاد . موافقید شعر جشن تولد رو با هم

بخونیم:

تولد تولد تولدت مبارک  مبارک مبارک تولدت مبارک

بیا شمعها رو فوت  کن که صد سال زنده باشی

بیا گلها رو بو کن که صد سال زنده باشی ....

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت14:39توسط نوژن | |

دوستهای گلم سلام  حالتون چطوره ؟  خیلی دلم براتون تنگیده بود

همیشه به یادتون بودم ولی چه کنم که بابا مامانم وقت نداشتند که

حرفهای دلمو برام بنویسند خدایا کی میشه برم مدرسه و منت بابا مامانم

رو نکشم خوب اونا هم یه جورایی حق دارن ولی من چکار کنم من که

دوست دارم به روز باشم و آپ جدید داشته باشم تازه دلم چی ؟  خیلی

دلم واستون تنگ میشه راستی تولدم هم نزدیکه ۱۵ اردیبهشت از الان

همه شما دوستای خوبم دعوتید ( یواش گوشتونو بیارید جلو  مثل اینکه

بابا مامانم می خوان تو وبلاگم یه جشن تولد بگیرن اینجور که  میگن

قراره شماها هم تو وبلاگم دعوت باشین بیائیدها

  خیلی دوستتون دارم بای بای

 

+نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت14:31توسط نوژن | |

سلام دوستای خوبم این شعریه که من تازه حفظ کردم

فکر کردم برای شما هم بنویسم خوشتون بیاد.

 

چه دنیای قشنگی                دنیای رنگارنگی

دنیای ما بچه ها                    دنیای صلح و صفاست

می خونیم و می خونیم           قدر همو می دونیم

غمهای زندگی را                   از دلهامون می رونیم

با شادی کار می کنیم             امید مان به فرداست

البته خوب می دونیم               فردا فردا مال ماست

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت13:53توسط نوژن | |

 

عید دیدنیهای نوروز

 

عید تا اینجا که خیلی به من خوش گذشت  چون بابا بزرگ

و مامان بزرگم اومدند پیش من  راستی از همه دوستام که

 تو این وبلاگ برام پیغام گذاشتند  خیلی خیلی ممنونم باید

 بگم  همه تونو دوست دارم .

+نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت19:59توسط نوژن | |

 

 

سلام خدمت خانمها و آقاها   آقا پسرها و دختر خانمها

 

اول از همه بگم من کوچکترین عضو خانواده وبلاگ هستم

البته  این وبلاگ را همکارانم یعنی بابا و مامانم برام

ساختند .  خوب مثل اینکه باید خودم را به شما معرفی کنم:

نام : نوژن

نام خانوادگی :  نیکونژاد

محل تولد:  بابل    بیمارستان بابل کلینیک

متولد:   ۱۵ اردیبهشت   ۱۳۸۴

 خوب سال نو را هم به شما تبریک میگم من که دلم لک زده

واسه عیدیهایی که بزرگترها به من می دن...  تازه بابا مامانم

هم واسم لباسو شلوار و کفش نو خریدند  چقدر عید قشنگه

خیلی عید رو دوست دارم خدا کنه همیشه عید باشه.

 

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت19:24توسط نوژن | |